داش علی
«شهید علی سیف» معروف به داش علی از دوستان زینبی ما، پرکشید!

"داش علی" از جنس همان داش مشتی هایی بود که این روزها فقط اسم آنها مانده و رسم شان به فراموشی سپرده شده
هرچند برخی سایتها خبر او را با عنوان "شلیک اشتباهی" کار کرده اند، اما اتفاقا کار خدا دقیق تر از این حرفهاست و مثل همیشه تیرهای خدایی درست به هدف می خورد.
«و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی»
آخرین نمازش را در مسجد جمکران می خواند و به زیارت حضرت موسی مبرقع (چهل اختران) هم می رود، و از آنجا به معراجش نزدیک می گردد.
ماموران سخت کوش و خدوم نیروی انتظامی که انصافا جهت امنیت جامعه با همه وجود درحال تلاش و جانفشانی هستند، در حال تعقیب و گریز و شلیک گلوله به مجرمانی بوده اند.
در همین هنگام داش علی که از آن محل عبور می کرده، مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و جان را به جان آفرین تقدیم می نماید.
گذشته از مسائل حقوقی و قانونی، با نگاهی به کنه ماجرا، آنهایی که با داش علی دمخور بودند و او را می شناختند به خوبی می دانند که خداوند او را برای خودش انتخاب کرد...
نوش جانش
او مزد اخلاصش را گرفت
یادش بخیر سال گذشته در پیاده وری اربعین با هم بودیم
حالا ویـزایش در دست ماست ولی خودش زودتر به کربلا پرکشید!
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به منزل ها رسید و ما هنوز آواره ایم
امان از دل زینب
سفر و صفر باهم چه آورده اند بر سر زینب کبری سلام الله علیها

زینب و یه مشت حرامی...

گرچه من بی هنر و بی ثمر و بی نمکم