راه اندازی کانال تلگرام

کانال تلگرام گرافیک حرفه ای سایه گراف:

https://telegram.me/sayehgraph

پوستر فاخر جمهوری اسلامی ایران

دهه فجر مبارک

پوستر فاخر و بسیار با کیفیت جمهوری اسلامی ایران را از لینک زیر دریافت نمایید:

دریافت فایل اصلی در ابعاد بزرگ

بیعت با امام، پیعت با پیامبر صلی الله علیه و آله

برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در 19 دی 94:

 

بیعت می کنم با تو ای رسول بزرگ خدا

با همه وجود، پای این انقلاب خواهم ماند.

ان شاءالله

چند نمونه کار جدید

 

تقدیم به خدای بزرگ

 

 

 

تقدیم به شیخ شهید مبارز

پسر عمه شهیدم!

مدافع حرم سامرا

روحانی فاضل

بسیجی سرافراز

مجاهد نستوه

شهید سیدمحمد موسوی ناجی

 

 

 

 

خدایا به طفل سه ساله اش قسمت میدهم که ما را نیز جرعه نوش شهد احلی من العسل بگردان!

آمین

آل یهود

با بغض طرح زدم:

 

دریافت طرح در ابعاد بزرگتر

کاری که امروز دولت سعودی در یمن دارد انجام میدهد، عیناً همان کاری است که صهیونیست‌ها در غزّه انجام دادند. دو جنبه دارد: یکی اینکه جنایت است، نسل‌کشی است، قابل تعقیبِ بین‌المللی است، بچّه‌ها را میکشند، خانه‌ها را خراب میکنند، زیربناها را نابود میکنند، ثروتهای ملّی را در یک کشور از بین میبرند؛ خب، این یک جنایت بزرگ است؛ این یک طرف قضیّه است؛ طرف دیگر قضیّه این است که سعودی‌ها در این مسئله خسارت خواهند کرد، ضرر خواهند کرد و به‌هیچ‌وجه پیروز نخواهند شد. دلیل خیلی واضحی دارد؛ دلیلش این است که توانایی‌های نظامی صهیونیست‌ها چندین برابر توانایی نظامی این سعودی‌های کذا و کذا [است]؛ چندین و چند برابر اینها، آنها توانایی نظامی داشتند؛ طرف مقابل آنها هم غزّه‌ی یک وجبی بود. اینجا طرف مقابل یک کشور است، یک کشور ده‌ها میلیونی؛ یک ملّت، کشور پهناور و وسیع. اگر آنها توانستند در غزّه پیروز بشوند، اینها هم خواهند توانست در اینجا پیروز بشوند؛ البتّه اگر آنها هم پیروز میشدند، باز پیروزی اینها احتمالش صفر بود؛ الان احتمالش زیر صفر است. اینها قطعاً ضربه خواهند خورد؛ قطعاً بینی سعودی‌ها به خاک مالیده خواهد شد. 

بیانات مقام معظم رهبری 20 فروردین 94

ماهی ها عزادارند...

نوروز امسال رنگ و بوی فاطمی دارد

ماهی های سرخ تنگ سفره هفت سین ، انگار دارند سینه می زنند برای ام ابیها....

لینک طرح در ابعاد بزرگتر

رهبر فاطمی

بر کسی پوشیده نیست که جقدر این آقا، مادری ست...

دریافت فایل اصلی

ای وای مادرم

فاطمیه فرا رسید

باز هم نوای «وا اُمـــاه» به گوش می رسد

بچه ها، بوی یتیمی بر مشام می رسد

لباس مشکی هایتان را بیاورید

حی علی العزاء

...

 

جهت دریافت فایل بزرگتر بر روی تصویر بالا بزنید

 

ماییم و نفس داشتن امّا نكشیدن

بالای سر مرده مسیحا نکشیدن

بی‎عرضگی از ماست اگر که نرسیدیم

به مرتبه‎ی حسرت دنیا نکشیدن

هر جا سخن از توست چرا پایه نبودن

هر جا که گناه است چرا پا نکشیدن

تقصیر من و دوری از کوی تو، این است

قطره نشدن منّت دریا نکشیدن

شرمنده‎ام از عمر که شد وقف دو غفلت

از غیر، کشیدن، غم آقا نکشیدن

ما لکّه‎ی ننگیم ببخشید چه تلخ است

یوسف شدن و رنج زلیخا نکشیدن

مجنون همه‎ی آبرویش خونِ دلِ اوست

زشت است غم دوری لیلا نکشیدن

چه جای گله چون خودمان خواسته بودیم

تب داشتن و نازِ مداوا نکشیدن

حیف است در این فاطمیه روضه گرفتن

امّا ز جگر ناله‎ی زهرا نکشیدن

پشتِ درِ این خانه علی بود و عذابِ

چادر به سَرِ امّ ابیها نکشیدن

بهار فاطمی

اهل عالم ! بهـــــــار ما زهــــــراست...

برای دریافت فایل بزرگتر، بر  روی تصویر بالا بزنید.

آژانس تیشه ای!

حظاتی با جانباز محمد رضا زنجانی؛

سرفه‌های خس‌دار امان او را بریده است


چند ماهی بود که از سینه های محمد رضا خون می آمد. با هر بار سرفه خون های تازه و لخته شده ای را می توان مشاهده کرد. در برخی از مواقع شدت این خونریزی به یک استکان هم می رسد. این فشار توان محمد رضا را کاهش داده است.

همیشه شنیدن صدای خش خش یادآور پاییز نیست، این بار صدای خزان از گلوی مردی شنیده می شود که همچون برگی زرد زیر پای روزگار بی معرفت در حال پژمرده شدن است.

 

ماسک روی صورت، سرفه و خس خس سینه مشخصه جانبازان شیمیایی است که با کمترین توجه می‌توان به عارضه گازهای شیمیایی که سالیان سال در سینه و دیگر اندام این جانبازان خانه کرده، پی برد؛ هر کدامشان بر اثر عارضه گازهای شیمیایی دچار علائم و عوارض شدیدی همچون تنگی نفس، خس خس سینه، اشک از چشمان، سردرد، استخوان درد و دردهای بی شمار دیگرند. در سکوت بی صدای جانبازان شیمیایی این دردها غوغایی از سخن دارند و صحبت های مردانه این مردان در لابلای سرفه های آنان گم می شود.

محمد رضا زنجانی یکی از این جانبازان شیمیایی است که هر شب از درد به خود می پیچد و دم بر نمی آورد. فرمانده دوران جنگش بر سر بالینش حاضر می شود و او را به راهی پر درد فرا می خواند. محمد رضای داستان ما تنها فرقش با عباس آژانس شیشه ای در این است که حاج کاظمی نیست تا برای وی اسلحه به دست بگیرد و مقدمات اعزام به خارج وی را فراهم نماید. محمد رضا چهار ماه است که در بیمارستان بستری است و منتظر یک جلسه تا با اعزام وی به خارج از کشور موافقت شود.

کانس اول: ایران/ تهران/ بیمارستان عرفان/ اتاق ایزوله؛ 

محمدرضا زنجانی، جانباز 70 درصد در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری دفاع مقدس از حال و روز این روزهای خود می گوید: من محمدرضا زنجانی در شهر همدان شهرستان "مهاجران" در 15 بهمن 1345 به دنیا آمده ام. در سن نوجوانی بود که جنگ شروع شد، در حالی که کمتر از 15 سال سن داشتم به جبهه رفتم و تا پایان جنگ هم در جبهه حضور داشتم؛ هفت بار در عملیات های مختلف مجروح شده ام، در سال 1361 با حضور در عملیات ثارالله از ناحیه انگشتان دست مجروح شدم و در سال 63 بر اثر اصابت ترکش و موج انفجار از ناحیه سر، گوش و اعصاب و روان.

کانس دوم: ایران/ خوزستان/ منطقه عملیاتی/ میدان مین؛

در سال 64 هم در هنگام شناسایی منطقه عملیاتی و مواضع دشمن، بر اثر برخورد با مین مجروح شدم، هر دو پایم و دست چپم صدمه دید.

سکانس سوم: ایران/ تهران/ بیمارستان عرفان/ اتاق ایزوله/ محمد رضا در حال خنده؛

در سال 65 یک بار در منطقه عملیاتی شهر مهران از ناحیه سینه مجروح شدم. بار دوم نیز در جزیره مجنون بر اثر بمباران و گلوله باران شدید دشمن دچار موج انفجار و مصدوم شدم و بیشترین مصدومیت من در سال 66 بود که در منطقه عملیاتی شهر حلبچه بر اثر بمباران شیمیایی دشمن بعثی از ناحیه ریه، چشم و پوست، شیمیایی شدم. به نحوی که در حال حاضر هم تحت درمان هستم و از کپسول تنفسی اکسیژن به طور مستمر استفاده می کنم. وجود عوارض شیمیایی و آسیب های موج انفجار بر روی مغز و اعصاب، باعث شده که بیشتر خاطراتم را بیاد نیارم.

یازده سال است که مدام با اکسیژن هستم

سکانس چهارم: ایران/ تهران/ بیمارستان عرفان/ اتاق ایزوله/ محمد رضا ماسک را کمی از دهان فاصله می دهد تا صدایش واضح تر شود

متاسفانه از سال 1381 به بعد به خاطر تشدید عوارض مواد شیمیایی راهی بیمارستان شده ام و حدود نیمی از سال را در بیمارستان های مختلف بستری هستم؛ الان مدت 4 ماه است که به صورت مستمر در بیمارستان عرفان بستری هستم و علیرغم این که 2 بار فرم اعزام به خارج از کشور را پرکرده ام، اما متاسفانه با کم کاری کمیسیون پزشکی بنیاد شهید این کار به تعویق افتاده است.محمد رضا زنجانی

سکانس پنجم: ایران/ قم/ منزل

چند ماهی بود که از سینه های محمد رضا خون می آمد. با هر بار سلفه خون های تازه و لخته شده ای را می توان مشاهده کرد. در برخی از مواقع شدت این خونریزی به یک استکان هم می رسد. این فشار توان محمد رضا را کاهش داده است. نزدیک سال تحویل، دیگر درد غیر قابل تحمل می شود. خانواده تصمیم می گیرد تا وی را به بیمارستان منتقل کند.

سکانس ششم: ایران/ تهران/ بیمارستان خاتم الانبیاء/ محمد رضا ماسک بر روی صورت و بر روی تخت دراز کشیده است
 

وارد بیمارستان می شود. اما مسئولین بیمارستان از پذیرش وی خودداری می کنند. تنها دلیلی که برای وی عنوان می کنند آن است که دکتر نداریم و پزشکان بیمارستان به مرخصی رفته اند. به اجبار به منزل بر می گردد. روز سیزدهم فروردین ماه سال 92 اما روز دیگری است.

سکانس هفتم: ایران/ قم/ منزل 

روز سیزدهم سال جدید است. حال محمدرضا خراب می شود. به حالت بیهوش می افتد گوشه ای از منزل. خانواده تصمیم می گیرد تا وی را به بیمارستان منتقل کنند، اما نه بیمارستان قبلی و وی را به بیمارستان لاله می برند.

سکانس هشتم: ایران/ تهران/ بیمارستان لاله 

بعد از انتقال به بیمارستان، چند روز در کما می ماند. بعد از به هوش آمدن در بخش مراقبت های ویژه از امکانات بیمارستان راضی نیست. خودش را مرخص می کند. اما دوباره به قبل باز می گردد.

سکانس نهم: ایران/ تهران/ بیمارستان عرفان 

دوباره به کما می رود. اما این بار بعد از آنکه به هوش می آید، خود را در بیمارستان عرفان می بیند.

دوست دارم حتی یک شب هم که شده بدون ماسک اکسیژن بخوابم

سکانس دهم
 : ایران/ تهران/ بیمارستان عرفان/ اتاق ایزوله 

از سال 81 مجبور هستم حتی در هنگام خواب از ماسک استفاده کنم. بر دلم مانده است یک شب بدون ماسک بخوابم. تنها خواسته اش از بنیاد شهید این است: به جای این که در بیمارستان بنیاد با هزینه های بالا بستری شوم، فقط یک سوم هزینه ی این بیمارستان ها را برای اعزامم به خارج از کشور خرج کنند تا حتی برای یک شب هم که شده بتوانم بدون ماسک اکسیژن بخوابم.

دیگر نمی تواند بیش از این صحبت کند. سرفه های او بیشتر و خس خس سینه اش پر رنگ تر شده است. خیلی دوست داشتم که این گفتگو را ادامه دهم اما حال نامساعد محمدرضا این اجازه را نمی دهد.

برای اختصاص این وقت برای مصاحبه از او تشکر کنم، اما او پیش دستی می کند و از ما به خاطر شنیدن درد دل هایش و انعکاس بغضهایش تشکر می کند و من زبانم قاصر از گفتن هر کلمه ای جز این: ما شرمنده ی شما هستیم.

سکانس پایانی: ایران/ تهران/ در حال خروج از اتاق ایزوله

یاد بخش هایی از فیلم آژانس شیشه ای می افتم. چقدر داستان محمد رضا به عباس نزدیک است. اما محمد رضا، حاج کاظمی ندارد تا همه جا را به هم بریزد تا از دردهای محمد رضا کاسته شود. یاد حرف های زن عباس می افتم که می گفت: من که می دونم این وسط گوشت قربونی عباسه. می ترسم این بار گوشت قربانی بازی برخی محمد رضای داستان ما باشد. 

از اتاقش خارج شدم. برایم جالب بود که هنوز وقتی از خاطرات دوران دفاع مقدس می گوید در چهره اش شادی موج می زند و هنگامی که پای وظیفه و اطاعت از ولی فقیه پیش می آید با جدیت تمام با آنکه به درستی نمی تواند حرکت کند و نفس بکشد و باید همیشه یک کپسول اکسیژن همراه خود بکشد، اعلام آمادگی می کند تا به قول خودش حتی به عنوان یک کیسه شن به دفاع از رهبری و ولایت فقیه همت گمارد.

ای کاش بتوانیم حتی برای ثانیه ای هم که شده با این عزیزان باشیم، تا شاید بفهمیم ایثار، مقاومت، صبوری، عاشقی و... یعنی چه؟

کرانی - خبرگزاری دفاع مقدس

ما همه سرباز توایم

 

ما همه سرباز توایم خامنه ای

گوش به فرمان توایم خامنه ای

 

دریافت فایل اصلی

 

بیانات امام خامنه ای(93/11/19):

ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن، ملّت ایران نشان خواهد داد که کسی که ملّت ایران را بخواهد تحقیر کند، با ضربه‌ی متقابل ملّت ایران مواجه خواهد شد. همه‌ی ملّت ایران، همه‌ی دلسوزان، در این جهت متّفقند که عزّت ملّی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است. اگر عزّت بود، امنیت هم خواهد آمد؛ اگر امنیت بود، پیشرفت هم عملی خواهد بود؛ والّا اگر یک ملّت تحقیر شد، همه چیز او به بازی گرفته خواهد شد؛ حتّی امنیت او، حتّی ثروت او، و همه چیز او. عزّت ملّی بایستی محفوظ بماند و مسئولین این را میدانند و ملّت ایران ان‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن با حضور خود، با نشان دادن اقتدار خود، با نشان دادن عزم راسخ خود، ان‌شاءالله دشمن را به زانو درخواهد آورد. 

کوتاه نیایید

در آستانه سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، هر انقلابی سرفرازی دوباره سرشار از غرور و افتخار و غزت میشود و باز به یاد می آورد که همه این دستاوردها را به پاس ایستادگی و مقاومت در برابر فشارها و توطئه های دشمنان به دست آورده ایم:

شعار 22بهمن امسال:

دریافت فایل بزرگتر

ایام الله

فذکرهم بایام الله...

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

 

دلنوشته:

روی بالشی که از مرگ پرنده ها پُر است، نمی توان خواب پرواز دید! 

دیپلماسی فطرت

نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی:

 

برای دریافت فایل روی عکس کلیک بفرمایید

طرح مسابقه سبزه فاطمی

طرح مسابقه سبزه فاطمی به همت دفتر فرهنگی اجتماعی شهرقائم به شهرداری استان قم پیشنهاد گردید و مورد موافقت قرار گرفت.

این طرح برای سایر شهرها نیز قابل استفاده است.

حقوق بشر آمریکایی


این کاریکاتورها خیلی به دلم نشست

ممنونم از طراحان مجاهدی که در عراق با استکبار می جنگند

چه در لباس آمریکایی و چه در لباس تکفیری

             

دوستت دارم


تقدیم به حضرت روح الله و همه دلدادگان حق:

به مناسبت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی

متن سخنان مقام معظم رهبری درست در چهارسال پیش(88/11/6):

«جمهورى اسلامى هويتى غير از هويت مردم و ايمان مردم و عزم مردم كه ندارد. ما كسى نيستيم، ما چيزى نيستيم؛ خداى متعال به وسيله‌ى اين مردم و اين دلهاست كه اين نظام را حمايت ميكند؛ «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين». خداوند متعال به پيغمبرش ميفرمايد كه پروردگار، تو را به وسيله‌ى مؤمنين يارى كرد. ما وسيله‌ى ديگرى نداريم؛ وسيله، همين ايمانهاى مردم است كه از هر سلاحى كارآمدتر است، از هر وسيله‌اى مؤثرتر است. آن روز هم همين جور بود. مردم آمدند اين توطئه‌ها را جارو كردند. البته يك توطئه كه جارو شد، معنايش اين نيست كه توطئه تمام شد؛ خوب، دشمن بيدار است؛ يك بازى ديگرى، يك توطئه‌ى ديگرى، يك ماجراى ديگرى. مردم كه بيدار بودند، فرقى نميكند؛ صد تا توطئه هم كه بياورند، مردم در مقابلش مى‌ايستند و حركتشان را هم ادامه ميدهند. حركت عظيم ملت ايران متوقف نميشود؛ هم پيش ميروند، هم در عين حال با معارضـه‌ها، با دشمنـى‌ها و با مزاحمت ها مقابله ميكننـد. اين وضعى بوده است كه در اين سـى سـال وجود داشته است.»


دریافت فایل بزرگتر

پـنــاه (حضرت فاطمه معصومه علیهاسلام)


السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر و رحمه الله و برکاته


هرچند نان نداریم، گندم که داریم

گرچه مدینه نرفتیم، ما قم که داریم...


به مناسبت 23 ربیع الاول سالروز ورود کریمه اهلبیت علیهم السلام به شهر مقدس قم

تقدیم به پیشگاه مقدس نازنین دختر حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام 

که هرچه دارم، از اوست!


دریافت فایل بزرگتر

لباس مشکی بچه هام!

هر کس به چیزی دلخوش است

ما هم دلمان خوش است که:

در بند حسینیم!


فایل در ابعاد بزرگتر

داش علی

«شهید علی سیف» معروف به داش علی از دوستان زینبی ما، پرکشید!

دریافت فایل بزرگتر

"داش علی" از جنس همان داش مشتی هایی بود که این روزها فقط اسم آنها مانده و رسم شان به فراموشی سپرده شده

هرچند برخی سایتها خبر او را با عنوان "شلیک اشتباهی" کار کرده اند، اما اتفاقا کار خدا دقیق تر از این حرفهاست و مثل همیشه تیرهای خدایی درست به هدف می خورد.

«و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی»

آخرین نمازش را در مسجد جمکران می خواند و به زیارت حضرت موسی مبرقع (چهل اختران) هم می رود، و از آنجا به معراجش نزدیک می گردد.

ماموران سخت کوش و خدوم نیروی انتظامی که انصافا جهت امنیت جامعه با همه وجود درحال تلاش و جانفشانی هستند، در حال تعقیب و گریز و شلیک گلوله به مجرمانی بوده اند.

در همین هنگام داش علی که از آن محل عبور می کرده، مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و جان را به جان آفرین تقدیم می نماید.

گذشته از مسائل حقوقی و قانونی، با نگاهی به کنه ماجرا، آنهایی که با داش علی دمخور بودند و او را می شناختند به خوبی می دانند که خداوند او را برای خودش انتخاب کرد...

نوش جانش

او مزد اخلاصش را گرفت

یادش بخیر سال گذشته در پیاده وری اربعین با هم بودیم

حالا ویـزایش در دست ماست ولی خودش زودتر به کربلا پرکشید!

ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون

او به منزل ها رسید و ما هنوز آواره ایم

امان از دل زینب

سفر و صفر باهم چه آورده اند بر سر زینب کبری سلام الله علیها

زینب و یه مشت حرامی...


هیهات منا الذله (پوستر محرم 92)

یا رب الحسین

مناسب جهت استفاده در جایگاه منبر و مداح در ایام محرم 92:

هنوز کربلا جریان دارد...

و اگر اهل عاشورا باشی به وضوح می بینی که

امام عشق تنهاست

و شمر لعین زمانه "امان" آورده است برای علمدار که:

«با ما باش، در امان باش»!!!

زهی خیال باطل

کربلا دیگر تکرار نخواهد شد


دریافت فایل بزرگتر


درصورت تمایل به دریافت فایل مخصوص چاپ، یک ایمیل بفرستید تا فایل در ابعاد بزرگتر برایتان ارسال گردد. (بدلیل حجم بالا قابل بارگذاری نیست)


پوستر عید غدیر 92

به لطف الهی اهل غدیریم

از شکرانه عاجزم

پیشکش به محضر مولا:



ویرایش دوم همین پوستر:


دریافت فایل بزرگتر


درصورت تمایل به دریافت فایل مخصوص چاپ، یک ایمیل بفرستید تا فایل در ابعاد بزرگتر برایتان ارسال گردد. (بدلیل حجم بالا قابل بارگذاری نبود)


پیام مسلمیه

امسال نیز طبق سنوات گذشته دسته عزاداری باشکوه مسلمیه در شهر مقدس قم در شب شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام (دوشنبه 22 مهرماه 92) برگزار خواهد شد:

سرمایه ایرانی

مجموعه پوسترهای جذاب گرافیکی با عنوان «پول سرمایه ایرانی نیست!»

کارها اگرچه در ایده‌پردازی جمعی در آتلیه سه‌درچهار اتود و طراحی شده‌اند اما عمده کارگردانی و طراحی مجموعه توسط طراح خوش‌ذوف گرافیک, محمدرضا چیت‌ساز طراحی شده‌اند.

خانه طراحان انقلاب اسلامی، چیت‌ساز در مجموعه سرمایه ایرانی با بهره‌گیری از گرافیک عمومی اسکناس‌های رایج ایرانی و تصاویر گراور آشنا از ظرفیت‌های معنوی ایران زمین به بیانی نو در اهمیت این سرمایه‌های معنوی دست پیدا کرده است. ناگفته نماند در طراحی گراورها که به صورت دستی و با دقت فراوان هم انجام شده‌است، صادق لطفی زاده کمک‌های شایانی کرده است.

سرمایه های معنوی ایران‌زمین را نباید دست کم گرفت...

 


اول مهر

راستی چرا "اول مهرماه" همواره بوی "دفاع مقدس" می دهد؟

شاید می خواهد بگوید: "معراج انسان، همیشه از سنگر علم و عمل بوده است!"

به یاد قیصر امین پور:

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم ها را می خواند.

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر.

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر.

اکبر لیلا زاد...

پاسخش را کسی از جمع نداد.

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لاله ی سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید

شانه هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

گل فریاد شکفت!

همه پاسخ دادیم:

حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم

در کربلا

در لابی هتل نجم کربلایم

شب جمعه است

فقط جهت تبرک وبلاگم امدم

شما هم در زیارتم شریک شده اید

 جای همه تون سبز

پوستر میلاد کریمه

دهه کرامت مبارک


دریافت فایل اصلی در ابعاد بزرگ


همسایه سایه ات به سرم مستدام باد...

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

هر شب دلم قدم به قدم میکشد مرا

بی اختیار سمت حرم میکشد مرا

با شور شهر فاصله دارم کنار تو

احساس وصل میکند آدم کنار تو

حالی نگفتنی به دلم دست میدهد

در هر نماز مسجد اعظم کنار تو

با زمزم نگاه دمادم هزار شمع

روشن کننند هاجر و مریم کنار تو

تا آسمان خویش مرا با خودت ببر

از آفتاب رد شده شبنم کنار تو

در این حریم، سینه زدن چیز دیگریست

خونین تر است ماه محرم کنار تو

مادر کنار صحن شما تربیت شدیم

داریم افتخار که همشهری ات شدیم

ما با تو در پناه تو آرام می شویم

وقتی که با ملائکه همگام می شویم

بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات

مردان شهر نوکرو زنها کنیز هات

زیبا ترین خاطره هامان نگفتنی ست

تصویر صحن خلوت و باران نگفتنی ست

باران میان مرمر آیینه دیدنیست

این صحنه در برابر ایینه دیدنیست

مرغ خیال سمت حریمت پریده است

یعنی به اوج عشق همین جا رسیده است

خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم

جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم

اعجاز این ضریح که همواره بی حد است

چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است

من روی حرف های خود اصرار میکنم

در مثنوی و در غزل اقرار میکنم

ما در کنار دختر موسی نشسته ایم

عمریست محو او به تماشا نشسته ایم

اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست

ما روبروی پهنه ی دریا نشسته ایم

قم سالهاست با نفسش زنده مانده است

باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم

بوی مدینه می وزد از شهر ما،بیا

ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم

مربع

از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان

از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان

من هم دلیل حسرت افلاک می شوم

روزی که زیر پای شما خاک می شوم...

سیدحمیدرضا برقعی

ایها الصادق

السلام علیک یا جعفربن محمد الصادق البار

دارد ميان هيئت خود گريه ميكند

با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند
آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت
مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند
بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند
بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است
شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد
اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته
آرام تر هنوز عبا بر نداشته
نعلين خويش را به خدا بر نداشته
شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته
اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند
در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند
اين غُصه را به نام مدينه سند زدند
بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند
در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند
ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند
از بس دويده خميده شده،بي رمق شده
اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده
گيرم خميده در بر انظار رفته است
پاي برهنه از سر بازار رفته است
گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است
با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است
شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است
---
لا یوم کیومک یا ابا عبد الله الحسین